جواب این سوال رو براساس داستانی 4 صفحه ایی از کتاب معجزات امیرالمومنین علی (ع) چاپ نشر الف میگم که اگه امیر المومنین علی (ع) و سایر ائمه (ع) بدون دخالت های ابوبکر و عمر دنباله رو هایه ملعون اونا به حقشون میرسیدند و وضعیت جامعه ما چطور بود البته این فقط جنبه مادی زندگی ما رو نشون میده و اونم بخشه کوچیکی از اون رو فکرشو بکنید براساس همین داستان زمان حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) ما چه زندگی هایی خواهیم داشت.

داستان از این قراره که روزی وقتی حضرت رسول اکرم (ص) از نماز فارغ شدند درویشی بلند شد و گفت:یا رسول الله من 1060 درهم بدهکارم و طلبکارها مرا اذیت میکنند و من حتی یک دینار هم ندارم. استدعا دارم چاره ای برای قرض من بشود.
در آن هنگام حدود 1060 نفر در محضر رسول خدا بودند که پیامبر اکرم (ص) رو به آنها کردند و فرمودند:خوب است از شما یک نفر قرض این درویش را بدهد و یا اینکه ده نفر از شما با هم مشکلش را حل کنید و اگر بر ده نفر هم سخت است ص نفر با هم قرضش را بدهید اگر بر صد نفر هم مشکل است هر نفر یک درهم بدهد تا قرض وی ادا شود با اینکه حضرت چندین بار این سخن را تکرار فرمودند ولی کسی پاسخی نداد.امیرالمومنین علی (ع) از جای خود برخواست و دست مبارک در جیب کرده و 6400 دینار بیرون آورد به آن درویش داد و فرمود:قرض خود را ادا کن و بقیه را صرف مایحتاج خود کن.
بعضی از اصحاب مشهور که از نظر ایمان مشکل داشتند کنار هم نشستند و گفتند:لابد علی شب ها از مال مردم بر میدارد و روزها سخاوت به خرج میدهدوگرنه این همه پول از کجا
می آورد؟لذا با هم قرار گذاشتند که امشب علی را تعقیب کرده و او را میان مردم رسوا کنند یکی از آنها گفتن امشب من مراقب او هستم تا ببینم چه میکند؟ 
 امیر المومنین علی (ع)  محل کمین او را متوجه شد و از همان مسیر رفت وقتی آن ملعون
امیر المومنین علی (ع) را دید با چاپلوسی از ایشان خواست که اجازه دهند تا امشب همراه ایشان باشد  حضرت قبول کردند مقداری که با حضرت راه رفت امیر المومنین علی (ع)
به آن ملعون فرمودند:چشمان خود را بسته و باز کن آن ملعون هم همین کار را کرد به ناگاه شهری بسیار زیبا دید که غیر قابل وصف بود و اوضاع عجیب و غریبی داشت مردم آن در کمال زیبایی و جمال بودند و همگی مدح و ثنای امیر المومنین علی (ع) را می نمودند.پس حضرت به اتفاق آن جماعت به مسجد تشریف بردند وقت نماز ظهر بود حضرت جلو ایستادند و مردم به حضرت اقتدا کردند وقتی نماز تمام شد حضرت خود را از آن ملعون پنهان کردند آن ملعون از زندگی خود پشیمان شد و خود را ملامت کرد و با خود میگفت:دیدی علی با تو چه کرد حالا من از کجا بپرسم مکه کجاست؟به کجا بروم؟ به که پناه ببرم؟بعد از ساعتی به سمت صحرارفت و به مزرعه ایی رسید شخصی را دید که با گاو شخم میزند و دیگری بذر می افشاند و بلافاصله بذر سبز میشد و میرسید و دیگری جمع آوری و درو میکرد.عده ای دیگر غله را به انبار منتقل میکردند آن ملعون از این عجایب متحیر و حیران گشت و جلو رفت و اسم پادشاه آن شهر را از مردم پرسید شخصی که بزرگتر آنها بود گفت:این شهر از جمله شهرهای پشت کوه قاف است در این اطراف 100 هزار شهر دیگر نیز هست که
همه در کمال صفا و وسعت و نهایت لطافت و رفعت و هر یک از آن شهرها  100 بار بهتر از آن شهری است که ما در آن ساکن هستیم و
هر شهری 100 فرسخ است و
مردم آنها همه اهل علم و فضل و صاحبان نعمت می باشند.
همه خوش طبع و عاقل و در بین آنها جاهل و مجنون وجود ندارد و هیچ غم و محنتی ندارند و هیچ گونه بیماری مدارند و همیشه در صحجت و سلامت هستند و از پیری و سستی و مشقت و خواری به دور همیشه جوان پر نیرو و دائما در نشاط و سرور و مردان و زنان آنها در کمال حسن و جمال و زیبایی و درنهایت اخلاق جسنه و مکارم اخلاقتند و در میان آنها زشت صورت و بد سیرت یافت نمی شود و
میان آنها منازعه و دعوایی نیست که احتیاج به قاضی داشته باشند و
همیشه در کمال شکفتگی و نهایت نشاط و خرمی به سر میبرند
هوای اینجا همیشه مانند فصل بهار است و
درختان همیشه پر میوه اند اگر روزی 1000 بار از درخت میوه بچینید باز جای آن میوه خواهد بود و همیشه شهر پر از گل و لاله های رنگارنگ می باشد و
1000 نوع پرنده خوش آواز در حال سرور میباشند و در این شهر گوسفندان هر 7  روز یکبار می زایند و هر کدام 5 بره به دنیا می آورند و از زیادی شیر گوسفندان نهرهای شیر همیشه روان می باشد گاوها هر ماه یکبار می زایند و
غله ها از جو و گندم هر روز چندین بار بدون پوست از زمین میرویند و از غله ها بوی مشک و عنبر می آید و نعمت ها آنقدر زیاد است که غیر قابل شمارش است.
پوشش مردم اینجا اطلس و دیباست و از کارهای یکدیگر راضی و شاکرند و
قاضی و پاسبان در بین این مردم وجود ندارد و آقا و سرور و صاحب اختیار آنها

 امیر المومنین علی (ع)

میباشد و روز و شب غیر از ذکر امیر المومنین علی (ع) به کار دیگری مشغول نیستند و هر مشکلی که برایشان پیش بیاید حضرت رفع میکنند و هر کس هر آرزویی در دل داشته باشد با گفتن لفظ "یا علی" آرزویش برآورده میشود و همه نعمت های آنان از برکت امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع) است و ذکر این جماعت از مرد و زن و بچه و پیر جوان همگی مدح علی (ع) و لعن تو میباشد و هر کسی کاری راشروع میکن باید اول تو را لعن کند و بعد آن کار را انجام دهد و اگر لعن نکند آن کار تمام نمی شود.(دقت کنید نویسنده برای اینکه سنی ها ناراحت نشن اینجا بجای گفتن اسم اون ملعون ضمیر تو رو بکار برده)
آن ملعون وقتی این سخنان را شنید بسیار به خود لرزید و از زندگی خود بیزار شد و به خود گفت در آخر عمر به چه بلایی گرفتار شدی که هرگز از آن رهایی نمی یابی وای به حال من ....سپس پرسید از اینجا تا مکه چقدر راه است؟
آن بزرگ جواب داد تا مکه 70 سال راه است و شنیده ام که در آن اطراف فسق و فجور و محنت و خواری بسیار است و هیچکس در آنجا راحت نیست و مرگ و بیماری زیاد است و اکثر مردم در آنجا نه تنها از فضل و بزرگی امیر المومنین علی (ع)  بی خبرند بلکه با او دشمنی هم میکنند و سرکرده اهل ظلم هم شخصی است به نام ........(سانسور نوینده کتاب حبیب الله اکبر پور نه من من اگه دستم بهش یرسه اسما اینجا خیلی مهمن آخه
اون کسی که لعن میکردن کی بوده؟
سرکرده ظلم کی بوده؟ با این سانسورایه بیجاش اه)  و از بزرگترین دشمنان آن حضرت آن ملعون است و آن لعین اکثر مردم را از راه حق باز میدارد و گمراه میکند و از طریق حیله و ناپاکی مردم آن دیار را رام خود گردانیده و اکثرا تابع آن سیاه بخت شده اند و آخرت خود را به دنیا فروخته اند .مگر جمعی از بندگان مخلص خداوند که تابع پیامبر اکرم (س) و آن سرور اوصیاء میباشند بعد از آن آن ملعون به آن بزرگ گفت:ای مرد سعادتمند از این اخبار و سخنان بسیار خرسند شدم حال در حق من لطفی نمایید من در این شهر کسی را نمی شناسم و از شهر خود جدا مانده ام آذوقه ایی به من بدهید تا معاش مرا کفایت کند.آن بزرگ به آن ملعون گفت:خوب است بیا و مشغول زراعت شو تا آذوقه ایی برای تو فراهم شود.
ملعون مقداری بذر برداشت و به زمین افشاند هیچ ثمری از آن حالص نشد زارعین همه متعجب شدند و به او گفتند:ای بی خبر مگر با ذکر یا علی (ع) شروع به کار نکردی؟به ...... لعنت نکردی که کار تو چنین شده و ثمری از آن ظاهر نمی شود.مگر نمی دانی هر کسی کارش گره بخورد تا لعن ..... نکند گره اش باز نمی شودبه .... لعن فرست و ببین چطور گشایش در کارت ایجاد میشود پس آن ملعون زیان گشوده و گفت 100 هزار لعن خداوند بر ...... و سایر دشمنان علی (ع) از...... و تا این را گفت بذر فورا سبز شد و رشد کرد و به دنبال او زارعان محصول را جمع میکردند پس آن ملعون به خودش لعن میفرستاد و و بذر می افشاند. تا آنکه روز جمعه شد و دید همه مردم آن شهر خود را مزین و زینت دادند به گونه ایی که شرح آن ممکن نبود و هر کوچه و محله حوض ها را پر از شیر و عسل کردند هر یک از آنها طبقی پر از لعل و جواهر و اشرفی در دست گرفته منتظر مقدم شریف امیر المومنین علی (ع) بودند که ناگاه حضرت (ع) از دروازه شهر وارد شدند همگی به پای حضرت افتادند (عجب صحنه ایی آدم اشکش در میاد کاش میتونستم فیلم اینو بسازم یا انیمیشنشو کاش کاش میشد گوشه ایی از ارزش و قرب واقعی امیر المومنین علی (ع) را به تصویر کشید) و آن طبق ها را نثار قدوم مبارک حضرت کردند و همه تکبیر گویان در خدمت حضرت به سوی مسجد رفتند حضرت جلو ایستادند و بقیه پشت سر ایشان صف بستند  بعد از نماز سفره پهن کردند و انواع غذا ها و نعمت های گوناگون و میوه های رنگارنگ  حاضر نمودند و همگی خوردند سپس شکر خدای متعال و مدح علی (ع) را نمودند.آن ملعون که پنهان در گوشه ایی نشسته بود و از این اوضاع حیران و مانند بید به خود میلرزید و از جان خود خیلی می ترسید و نگران بود که علی (ع)  او را در آن جمع رسوا کند.
چون حضرت آن بدبخت را دید با اشاره او را نزد خود خواند و فرمود به چه کاری مشغولی و احوال چگونه میگذارانی؟
آن ملعون گفت : یا علی از مکارم اخلاق تو توقع آن است که مرا در میان این قوم رسوا نسازی که اگر ذره ایی از وضعیت من برای آنها روشن شود مرا تکه تکه خواهند کرد من از کرده خود پشیمانم و توبه کردم و بعد از این هر چه حکم کنی اطاعت خواهم کرد من پیش از این قدر تو را نمیدانستم و هم اکنون فهمیدم که تو شیر خدایی و غیر از خدا و پیامبر (ص) کسی قدر تو را نمی داند.100 لعنت بر کسی که با تو دشمن باشد
حضرت فرمودند:ای مکار غدار بر قول تو هیچ اعتباری نیست به هر حال از این جواهرات و لعل و یاقوت که مردم این شهر نثار من کرده اند هر قدر میخواهی بردار و دامن و جیب و گریبانت را تا می توانی پر کن.
آن ملعون به مولا رو گفت:یا علی من از وطن خود 70 سال دورم لعل و جواهر به چه درد من میخورد(عجب خری بود اون ملعون تو بهشت بود و نمی همید راست میگه خداوند تو سوره یس آیه 9 که:


وَجَعَلْنَا مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْنَاهُمْ فَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ یعنی و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏ سرشان سدى نهاده و پرده‏اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده‏ایم در نتیجه نمى‏توانند ببینند (راه حق و حقیقت را)

حضرت فرمود:نگران نباش کسی که تو را آورده به زودی تو را بر میگرداند
سپس آن ملعون تا می توانست از آن لعل و و جواهرات همراه خود برداشت و وقتی حضرت برخاستند او نیز به دنبال ایشان حرکت کرد تا به دروازه شهر رسید حضرت به آن ملعون فرمودند چشمانت را ببند و باز کن آن ملعون هم همین کار را کرد و خود را در مدینه دید درست در همان جایی که در کمین مولا نشسته بود حضرت به آن بدبخت ملعون فرمودند:ای.....روزی ما اینطوری است.او از شرم و خجالت سر در پیش انداخت و به طرف خانه اش روان شد و آرام و قرار نداشت تا این که همان لحظه نزد آن دو نفر .... رفت و تمام داستان را برای آنان نقل کرد آنان گفتند:نکند این سخنان را نزد کسی بازگو کنی که همه ما رسوا میشویم و مردم همگی از ما دوری میکنند و متوجه علی (ع) میشوند و دنیای ما تباه میشود و باز آن سیاه بخت کینه و دشمنی حضرت را از سر گرفت و به حالت شقاوت اولیه برگشت.


حالا نکته ها:
1- به نظرتون اون ملعون کی بود ابوبکر عمر یا عثمان
به نظر میرسه ابوبکر بوده باشه چون اونجای داستان که میگه "در آخر عمرم...." احتمالا با ابوبکر که پیرمردی بوده میخوره ولی من خوندم که عمر خیلی منفورتر بوده نزد ائمه چون خیلی شدیدتر با ائمه رفتار میکرده شاید عمر بوده باشه اون شخص ملعون
ولی آخر داستان که میگه:"نزد اون دو نفر رفت..." احتمال میره که عثمان باشه بهرحال در اصل ماجرا فرقی شاید زیاد نکنه چون ائمه (ع) بعد از هر نماز دو تا اولی رو (ابوبکر و عمر) رو نفرین و لعنت میکردن.

2-شاید بعضی ها بگن داستانه و واقعیت نداره که درست نیست چون اگه این فایل زیر رو دانلود کنید

http://www.box.net/shared/fuu794ksyr

 که شامل 5 صفحه مطلب در مورد فایده لعن ابوبکر و عمر و اذکاری در این مورده.
 در بین مطالب حدیثی از امام رضا (ع) هست که میفرمایند:در عالم شهرهایی هست که نماز روزه .... مثل شما ندارند و تنها عبادتشون لعن آن دو نفر است پس نتیجه اینکه شهرها واقعیت دارند.

3-اما اینکه موجودات این شهرا آدمن یا جن یا پری خیلی برا خود من جالبه

4-این شهرها مادین یا مثل دنیای اجنه و پری معنوی ؟

5-اولم گفتم فکرشو بکنید اگه ائمه رو شهید نمیکردند و حق خلافت رو ازشون به ناخق نمیگرفتن الان وضعیت جوامع بشری چی بود و اینکه شهرها و مرمانشون احتمالا در زمان حکمفرمایی حضرت مهدی (ع) اینطوری باشن.

6-نکته ایی که برا من سواله و ناراحت میشم و خیلی هم دلم میخواد بدونم اینه که وقتی خبر شهادت مولا امیر المومنین علی (ع) به این شهرها رسید به این 100 هزار شهر چه اتفاقی براشون افتاد آیا نابود شدن یا برکت ازشون رفت یا با امام بعدی ذکر و اقتداشون به امام بعد شد تا امروز که به امام عصر عج اقتدا میکنن چون در همین کتاب معجزات عجیب دیگه از مولا نقل میشه که یکیش سفر اما حسن (ع) و امام حسین (ع) و سلمان فارسی و یکی دو نفر دیگه در رکاب امیر المومنین علی (ع) به شهرهایی عجیب هست و دیدن سلیمان نبی و باقیمانده قوم عاد و... که در همین داستان میگه درختی بود که امیر المومنین علی (ع) هر شب در کنار آن دو رکعت نماز میخواندند ولی مدتی مولا به آنجا نرفتند و درخت از شدت غصه خشک شده بود که این جواب رو به اذن الهی و به فرمان امیر المومنین علی (ع) درخت به امام حسن (ع) داد به خاطر همین خیلی دوست دارم بدونم اون شهرها الان چطورین؟یا نظر دیگه میتونه این باشه که هر امامی شهرها و زیر مجموعه هایه مخصوص به خودش در عالم دارن

7-امیدوار قدرت لعن دو تا اولی رو فهمیده باشین و اینکه از صلوات لعن اون دو نفر بالاتره من خودم خیلی دلم میخواد اینجور زندگی داشته باشم مثلا هر کاری میخوام انجام بدم

اول بسم الله الرحمن الرحیم
بعد یا علی
بعد هم لعن ابوبکر و عمر بگمو کارو شروع کنم(البته لعن 4 ضرب هم بدم نمی یاد استفاده کنم)

فکرشو بکنید مغازه دار ما کرکره مغازشو که میخواد بده بالا  این ذکرا رو بگه یا پول میخواد از مشتری بگیره لعن ابوبکر و عمر بگه تا برکت پیدا کنه یا کشاورزمون اگه دستی بذر میکاره لعن به بذرها بگه و بپاشه اگه ماشینی کار میکنه مشت مشت از کیسه بذر برداره لعن ابوبکر و عمر بگه و بریزه تو کیسه دیگه تا کیسه تموم بشه فکرشو بکنید خونواده ایی که همه کاراشون با بسم الله الرحمن الرحیم و یا علی و لعن ابوبکر و عمر انجام میدن چه برکتی تو خونه میاد.کاش واعظایه ما این نوع معجزات رو باید پا منبر بگن تا مردم مشتاق بشن اصلا کشاورز بایداین طریقه کشت رو بلد باشه یا اصلا وزارت جهاد کشاورزی باید کاتالوگی بین کشاورزا پخش کنه که تاثیر این اذکار رو در محصول نشون میده رو بهشون یاد بده میدونم خیلی رویایی.


8-نکته دیگه اینکه قدیما یاشون بخیر خیلی کارایه خوبی داشتن که حالا نیست یکیش همین این بود که هر کاری رو میخواستن انجام بدن دو تا ذکر ورد زبونشون بود یکی بسم الله یکی هم یا علی ولی حالایی ها خجالتشون میشه همینه که برکت تو زندگیشون نیست یا مثلا قدیمیا یه عادت خیلی عالی که داشتن این بود که مدام یه تسبیح تو دستشون بود و ذکر میگفتنو حرفشون ذکر بود و حرف بیخود نمیزدن ولی الان مگه میشه باید یه عمر صبر کنی موهات سفید شه تا بتونی یه تسبیح بگیری دستت وگرنه جوون دستش تسبیح باشه یا بهش میخندن یا میگن ریا کاره خدا شاهده پارسال یه دختری رو عید تو بازار کرمون که اگه اشتباه نکنم تو قدمگاه دیم با مادرم رفته بودیم بازار دیدم دختر خانمه چادری یه تسبیح کوچیک گرفته دستش داره ذکر میگه و مادرشو دو تا بردار کوچیکش هم دارن خرید میکنن اصلا انگار نه انگار که تو این عالم بود خدا میدونه اینقدر کیف کردم فضولیم هم گل کرده بود دلم میخواست برم جلو بپرسم چه ذکری میگه و برا چی ولی از ترس کتکو لنگ کفش نرفتم.

9-نکته آخر هم اینکه این معجرات عجیب از ائمه اطهار که توسط حبیب الله اکبر پور جمع آوری شدن رو میتونید در 14 جلد کتاب از نشر الف مشهد بخرید تلفن ها هم
09151157930
05118598288
آتلیه نشر الف:05118814823
البته من این 14 جلد رو چند سال پیش خریدم ممکنه شمارهاشون عوض شده باشه ولی الان فرصت خوبیه چون نمایشگاه های کتاب در سرتاسر کشور الان برپاست 20 درصد هم تخفیف میگیرد اینم آدرس کتابا تویه سایت آدینه بوک:http://www.adinebook.com/gp/search/539-6010723-2506331?search-alias=books&field-keywords=%D8%AD%D8%A8%DB%8C%D8%A8+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%B1%D9%BE%D9%88%D8%B1&Go.x=11&Go.y=17&Go=Go


چهارشنبه 26 آبان 1389

اولین قدم عرفان چیه؟

   نوشته شده توسط: علی    نوع مطلب :کاربرد قرآن و اذکار در مشاغل دنیوی ،اذكار و توسلات ،

روزی حلال

این همون خشت اوله که اگه کج بزاری تا ثریا میرود دیوار کج.جایی خوندم مرحوم نخودکی ره در جوانی اگه اشتباه نکنم به این نتیجه رسیده که بود که روزی حلال گیر نمی یاد و باید با توسل به امام زمان (عج) از خداوند روزی حلال درخواست کنه.یه چند وقتی این حرف شیخ ره ما رو کلافه کرده بود که خدا اون زمان شیخ نه بانکا اینجور پول ربا رو وارد زندگی مردم کرده بودن نه کاسبا  اینقدر حلالو حروم میکردن یارانه ایی هم که نبود که حق فقرا ناخواسته در جیب ثروتمندان بره و پولشون رو حروم کنه ....اون موقع شیخ میگه روزی حلال گیر نمیاد وای به امروز بلاخره کلی حالمون گرفته شده بود تا امشب داشتم کتاب روح و ریحان جلد 1 (زندگی نامه مرحوم کشمیری ره ) رو میگشتم دنبال یه مطلب در مورد سوره های مسبحات که این مطلب چشممو گرفت

روزی 110 بار سوره والعادیات خوانده شود روزی حلال فروان خواهد رسید  و ربطش به امیر المومنین علی (ع)  و این دستور از آقا شیرازی به ما رسیده است.

والعادیات سوره شماره 100 قرآنه و 11 آیه داره یادم نیست خداوکیلی 110 بار گفتنش نیم ساعت یا یکساعت طول میکشه ولی برا اینکه رون شین اگه حفظش نیستین روزایه اول قرآن جلوتون باز باشه بخونید یه هفته ایی راحت میگین هرچی هم تکرار بیشتر میکنید زبونتون سریعتر میخونه تو زمان کمتری ختم رو تموم میکنید البته هر روز باید بگید بهرحال دیگه نمی تونید بگید روزیه حلال نبود کاسبا البته باید احکام کسبو کار رو هم بدونید وگرنه به فرموده امیر المومنین علی (ع) کسی که احکام کسب رو ندونه و وارد تجارت بشه به ربا میتلا میشه ربا هم که دیگه خودتون میدونید مثل 70 بار زنا با مادرتون در کعبه میمونه اونم تویه ماه حرام میمونه (حالا عین حدیث یادم نیست ولی احدایث ربا رو نگا کنید پیداش میکنید) با همین حدیث باید تا الان بالا آورده باشین چه برسه به اینکه برید دورو بر ربا حالا ربا بخورید نه بخورید دیگه اگه بخورید دیگه خیلی..... هستین.
من درست نمیدونم ولی میگن کاسبایه قدیم وکلا قدیم کسی میخواست تجارتی را بندازه اول میرفت حوزه یه دوره مکاسبو میخوند بعد میرفت کاری را مینداخت البته میگم من از درسایه حوزه چیزی نمیدونم ولی شنیدم قدیم اینطوری بوده.
حالا اگه خواستین احکام کسب و تجارت رو هم بدونید این 3 تا کتاب میتونه براتون مفید باشن

آنچه که یک تاجر و کاسب باید بداند
آنچه که یک تاجر و کاسب باید بداند

پدیدآورنده: مجید جاهد
ناشر: سنبله - 1381
قیمت:  10000 ریال

روزی حلال: تاثیر مال و لقمه حلال و حرام بر سرنوشت انسان

مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 260
  • نشر: نور الزهرا (06 آبان، 1388)
  • شابک: 978-964-93994-8-5
  • قطع کتاب: رقعی
  • وزن: 650 گرم
رزق و روزی حلال و حرام در زندگی شامل بخش های روزی کار و تلاش و برنامه زندگی کارگزاران، اموال، فقر و غنا، قناعت، دنیا و آخرت
مشخصات کتاب
  • تعداد صفحه: 274
  • نشر: ایلداری، یوسف (13 دی، 1385)
  • شابک: 964-06-9782-6
  • قطع کتاب: رقعی
  • وزن: 700 گرم


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات